به گزارش خبرگزاری فارس، علیرضا جهانشاهی معروف به طلبه سیرجانی و جمعی از عدالتخواهان ولایتمدار، دومین بیانیه خود را تحت عنوان فاطمیون (یاران ولایت) منتشر کردند که متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
"اولین ارزش در نظام ما از لحاظ عملی باید تامین عدالت اجتماعی باشد. این مهم باید در تمام برنامهریزیها و عملها و امثال آن مورد توجه قرار گیرد." امام خامنهای (حفظه الله تعالی)
مهمترین مطالبه ولی امر مسلمین در طول 20 سال گذشته تامین"عدالت" میباشد، اما متاسفانه باید اعتراف کرد که در بین
تمام مطالبات مهم ایشان، آنچه بیش از همه مورد کملطفی و بیتوجهی قرار
گرفته و تاکنون بر زمین مانده، همین مقوله مهم "عدالت اجتماعی" است تا
آنجا که ایشان خود فرمودهاند: "در سالهای گذشته، شعار مبارزه با فساد، مکرر مطرح شد، در جلسات، به برخی مسئولان تاکید شد، در محافل عمومی، برای مردم بیان شد، اما با جنجالها و مغلطهکاریها نگذاشتند پیش برود."
بحث وحدت حوزه و دانشگاه از اندیشههای بزرگ امام خمینی و بسیاری از مصلحان و متفکران جامعه ما بوده وهست ولی در آغاز باید تعریف صحیحی از آن نموده سپس به بررسی امکان یا عدم امکان آن پرداخت.
وحدت حوزه و دانشگاه نه به معنای ادغام فیزیکی است و نه ادغام محتوایی. چه این که هم اکنون نیز حوزه و دانشگاه در بسیاری ازرشتهها با یکدیگر تشابه و هم گونی دارند مانند رشتههای:الهیات، ادبیات، حقوق، فقه، تفسیر و... بلکه محور این وحدت اتحادی استراتژیکی برای نیل به آرمانهای انقلاب و اعتلای کشور و فرهنگ جامعه است. جامعه ما و بلکه تمامی جوامع اسلامی بارها طعم تلخ جدایی این دو طیف از یکدیگر را چشیدهاند. زمانی هجوم و سیطره غربزدگی جایی برای طرح اندیشههای حوزه و تقارب افکار باقی نگذاشته بود. در نقطه مقابل برخی حوزویان نیز دانشگاهیان رابه هیچ میانگاشتند و راه خویش را در تضاد با آن میدیدند. در حقیقت جدایی آرمانی این دو از یکدیگر بهترین راه نفوذ برای بیگانگان و ایادی آنه است.
«داستان منطقه آران یاهمان جمهوری آذربایجان وبزرگان علمی ومعنوی آن قصه ای پرغصه است که باز گویی آن مجالی وسیع می طلبد، قصه ای خونین که دلها را اندوهگین وارواح را آزرده وحنین وسینه را مالامال درد وغمگین می سازد علماء وروحانیان وطالبان علوم ومعارف اسلامی پس از جدائی قفقاز از ایران، زجرها کشیدند وشکنجه ها دیدند وقتل وتبعید واسارت را بجان خریدند صدها وبلکه هزاران تن در طول دویست سال علی الخصوص پس از حاکمیت کمونیستها درسال 1918 به بعد سر نوشتشان با مظلومیت ودرد ورنج هم آغوش شد وچه صعوبتها ومشقت ها وتهمت ها در راه خدا متحمل شدند،
باکو وقصبات وروستاهای متدین اطراف
آن لنکران وشهرها وروستاهای آن گنجه ودربندو داغستان شاماخی وشکی وشوشی و بردع وقره
باغ و نخجوان واردوباد ودیگر نقاط وشهرهای آن خواستگاه عالمان بزرگ وروحانیان برجسته
که با نبوغ واستعداد وهمت والای خود در میان خفقان تزاری واستبداد بلشویکی به تحصیل
علوم ومعارف اسلامی همت گماردند ودراین راه از بذل جان ومال وهمه هستی خود دریغ نورزیدند»
به گزارش مشرق، آیت الله عبدالنبی نمازی در گفتگو با مهر، در پاسخ به مطالب مطروحه توسط حجت الاسلام موسوی خوئینیها در وبلاگش درباره بحث ولایت مطلقه فقیه و نظر امام (ره) دراین خصوص گفت: اینکه گفته شود حضرت امام (ره) به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد نداشت تهمت به ایشان است.
وی افزود: امام راحل ولایت فقیه را ادامه ولایت ائمه و تصدی امور عامه به نیابت از ولی عصر می دانستند و این در اسناد به جا مانده از مواضع ایشان به وضوح دیده می شود.
دخترم نمی دانی پدر شدن یعنی چه،زن و بچه یعنی چه؟! اصلاً نمی توانی فكرش را بكنی دخترم! چه روزهائی كه عصرها از روی نداری و بی چیزی در اطراف كوچه مان می پلكیدم و جرأت آمدن به خانه را نداشتم! آخر شما بچه بودید و من پدر، بچه های دیگرمی آمدند و دست پر از میوۀ پدر را می گرفتند؛ ولی من چه؟! دخترم نمیدانی معلم ابتدائی شدن با مدرك دیپلم و با آن حقوق اندك به همراه درس خواندن در دانشگاه آنهم با آن خرج بالا و البته در شهر غربت و رفت و آمد روزمره بین دو شهر چه بر سر بابای دوست داشتنیت درآورده بود!