«داستان منطقه آران یاهمان جمهوری آذربایجان وبزرگان علمی ومعنوی آن قصه ای پرغصه است که باز گویی آن مجالی وسیع می طلبد، قصه ای خونین که دلها را اندوهگین وارواح را آزرده وحنین وسینه را مالامال درد وغمگین می سازد علماء وروحانیان وطالبان علوم ومعارف اسلامی پس از جدائی قفقاز از ایران، زجرها کشیدند وشکنجه ها دیدند وقتل وتبعید واسارت را بجان خریدند صدها وبلکه هزاران تن در طول دویست سال علی الخصوص پس از حاکمیت کمونیستها درسال 1918 به بعد سر نوشتشان با مظلومیت ودرد ورنج هم آغوش شد وچه صعوبتها ومشقت ها وتهمت ها در راه خدا متحمل شدند،
باکو وقصبات وروستاهای متدین اطراف
آن لنکران وشهرها وروستاهای آن گنجه ودربندو داغستان شاماخی وشکی وشوشی و بردع وقره
باغ و نخجوان واردوباد ودیگر نقاط وشهرهای آن خواستگاه عالمان بزرگ وروحانیان برجسته
که با نبوغ واستعداد وهمت والای خود در میان خفقان تزاری واستبداد بلشویکی به تحصیل
علوم ومعارف اسلامی همت گماردند ودراین راه از بذل جان ومال وهمه هستی خود دریغ نورزیدند»
در این میان رصد موضع گیری گروههای مختلف و عناصر مشخص و مسئول نظام می تواند مقداری از آلودگی و بهم خوردگی این چشمه پاک و الهی نظام اسلامی بکاهد.
هنگامه های سیاسی جایگاه خوبی برای نمود تفکر شخصیتهاست همانجاست که خواص جامعه می بایست در کمترین زمان ممکن نقش هدایت وعماری خود را بروز دهند و تصمیمهای سرنوشت ساز آنها شکل بگیرد. آنجاست که یک اشنباه کوچک در صفحات تاریخ ثبت میشود و تا هر زمان ، زمان هست مورد نقد و دفاع قرار می گیرد!
درست در جایی که می باید تک تک خواص جامعه اسلامی ابراز نظر کنند و روشنگری کنند اگر سکوت کرده و نظاره گر باشند در واقع در حال تنزل دادن جایگاه خود می باشند جایگاهی که به ناحق تصاحب کرده اند .جایگاهی که می باید مخصوص خواص واقعی باشد! یک فرد زمانی که در دایره خواص قرار میگیرد دیگر تنها خود نیست او آجر زیر بنای یک جامعه اسلامی است ودر جامعه اسلامی نقش دارد نمیتواند نسبت به جریانها و هنگامه ها بی اعتنا باشد نمیتواند زمانی که جامعه به ابراز رای او نیاز دارند پا پس بکشد و سکوت کند .واین سکوت نقطه سقوط او است .دیگر چنین خاصی را از خواص نمی شمارند تنها لطفی که میشود اینست که او را دشمن تلقی نمی کنند! اما دیگر جایگاهی نمی تواند داشته باشد حتی اگر پس از گذشت دو سال از فتنه تازه بخواهد عماری کند ومثلا پته برخیها را بر روی آب بریزد! دادهایی را که بسته به نیاز جامعه می بایست دو سال قبل میزد بخواهد اکنون بزند نامه هایی را که می باید در موقع تحییر مردم رو می کرد اکنون برملا سازد ! هیچ کدام از این کارها نمیتواند جایگاه از دست رفته عماری را به چنین شخصی برگرداند .این شخص عمار نیست بلکه یک فرد عادی از بین همه افراد است او از خواص نیست او در میان بی بصیرتها جایگاه دارد!
ولایت فقیه، حکومت دینی و جمهوری اسلامی از سوی منتقدان و مخالفان محکوم و متهم به دیکتاتوری و نادیده گرفتن رای مردم بوده است. این شبهات از اولین روزهایی که زمزمه حکومت اسلامی در انقلاب پاگرفت، آغاز شده است و هم اکنون نیز در گوشه و کنار شنیده می شود.
تفکیک و تعارض جمهوریت و اسلامیت نظام، بیان دیگری است از همین پرسش است. «آیا اسلامیت نظام، جایی برای جمهوریت باقی می گذارد؟ آیا تنفیذ حکم ریاست جمهوری، طفیلی شمردن رای مردم نیست؟ آیا نصب فقهای شورای نگهبان بر سر نظارت همه انتخابات های موجود در کشور، نظارت قیم مآبانه از سوی ولی فقیه نیست؟ اگر نظر مردم با ولی فقیه یکی نبود، چه خواهد شد؟ فقیهان شورای نگهبان رهبر را نصب می کنند یا کشف می کنند؟ و ...» از این دست سوالات دیگر می توان برشمرد که همگی ناظر به بحث بالا هستند.
از سوی متفکران قائل به ولایت فقیه پاسخ های متفاوت و جواب های ارزشمندی به این عناوین داده شده است. پاسخ هایی که در حوزه تئوریک و نظریه پردازی از قوت و استحکام بالایی برخوردار هستند. "اسلامیت نظام بدون جمهوریت، قابل تحقق نیست، هرچند وابسته بدان هم نیست" محوری ترین سخنی است که از سوی این دست اندیشمندان مطرح شده است.
رییسجمهور تصریح كرد: دولت تا آخر پای پرچم ولایت فقیه ایستاده است و وظایف خود را بهطور كامل انجام خواهد داد.
محمود احمدینژاد عصر امروز (یكشنبه) در جلسه هیأت دولت، ولایت فقیه را مهمترین محور انقلاب اسلامی دانست و با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب مبنی بر شادمانی دشمنان از برخی مسائل داخلی كشور تصریح كرد: ما هرگز به دشمنان اجازه نخواهیم داد از برخی مسائل داخل كشور سوء استفاده كنند و بیتردید كسانی كه خیال كردند روزنهای پیدا شده و میتوانند به ملت ایران و انقلاب و نظام برآمده از اراده آن لطمه بزنند، حتما پشیمان خواهند شد و برای چند دهمینبار متوجه خواهند شد كه در اشتباه فاحش هستند.
وی با اشاره به اینكه تئوری ولایت فقیه نقطه محوری اندیشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر مبنای اصل ولایت فقیه در مقابل نظام سرمایهداری و ماركسیسم، روش جدیدی از زمامداری را مطرح نمود و این روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه اندیشههای الهی است كه پیامبران الهی به بشریت هدیه نمودند.