از آن جا كه سابقه تقنین در
غیرمنصوصات, درجهان
خصوصاً تشیع محدود است و طرح مبانى مشروعیت قانون گذارى در حدّ (تنبیه
الامه وتنزیه المله) مرحوم نایینى مطرح و سپس حدوداً یك قرن تا انقلاب
اسلامى مسكوت مانده, و از این رو هنوز با همه زوایاى مطروحه در ذیل قانون
مواجه نشده ایم, خوب است, طرح بحث از جایى بشود كه سابقاً 25 قرن منازعه در
باب قانون و شیوه حاكمیت آن و اهمیت یا عدم اهمیت آن دارند, تا در این
قسمت بحث كه بسیار موجز هم مى آید سؤال ها, دغدغه ها, خلدها و چالش هاى در
حوزه تقنین به صورت شفاف تر مطرح شوند, آن گاه با وضوح مفهوم و صورت مسئله
اى روشن به حل معما و موضوع بپردازیم. در این قسمت ابتدا از اندیشمندان
قرون قدیم غرب (آن هم تنها از افلاطون و ارسطو) و بعد قرون وسطى (تنها از
اكوئیناس) و نهایتاً قرون جدید و معاصر (منتسكیو و آنارشیست ها) به اختصار
مطالبى در پى مى آید: