یاتونه که رهبر یه روزی گفت :
ما در مواضع صحیحِ خودمان محكم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حركت عظیم ملت به سوى آرمانها ذره‌اى منحرف شود
.»(یانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس(۱۳۹۰/۰۲/۰۳ -))
هنوز رهبر زنده هست و محکم ایستاده
پس چرا ما در تحییریم و تشویش داریم !
مگه وظیفه ما مردم! مشخص نیست؟




طبقه بندی: از هر دری، 
برچسب ها: رهبر، فارس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 اردیبهشت 1390 توسط احسان قلندری
استاد در تبیین اصول رهبری، اعتنای زیادی به كتاب «دیباچه ای بر رهبری» اثر دكتر ناصرالدین صاحب الزمانی دارد و با نقل كلمات ایشان، به اصول 3 گانه ای در رهبری اشاره می كند:

1- اهمیت انسان و ذخایر سرشار و نیروهای نهفته او.

2- نیاز به رهبری برای اكتشاف و استخراج این ذخایر (عدم كفایت غریزه).

3- شناخت قوانین و مكانیسم های پیچیده روح انسان (به عنوان كلید رمز تسلط بر دلها).

استاد این اصول را با عبارات گوناگون، در چند جای آثار مربوط به رهبری بیان می كند و در حقیقت نیاز انسان به رهبر و راهنما، به حكم این سه اصل است كه غیر از ملاك نیاز به حكومت است.

ادامه مطلب


طبقه بندی: اندیشه بزرگان،  حكومت اسلامی،  ولایت فقیه، 
برچسب ها: انسان، رهبر، سیره،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 آبان 1389 توسط احسان قلندری
مرتضی روحانی در جدیدترین مطلب وبلاگ "تاملات و تحملات" درباره یکی از حواشی خواندنی سفر مقام معظم رهبری به قم، نوشت: بعد از نماز مغرب بود. آقا داشتند با چند نفر از علما دیدن می کردند. بحث خیلی جدی بود. ناگهان یکی از محافظ ها با دو دختر بچه آمد داخل. بچه ها بدجوری گریه می کردند. آب دماغ شان آویزان بود. هق هق می کردند. محافظ گفت: آقا ببخشید. اینها اینقدر گریه کردند که دیگر کسی حریفشان نشد. آمدند شما را ببینند. آقا نگاه تفقد آمیزی کردند و دست روی سر دختر کوچکتر کشیدند. احوال پرسی کردند اسم شان را پرسیدند. بچه ها خود را روی دست آقا انداختند ، عقده دل شان را خالی کردند.
دو دختر که کنار رفتند یک پسر بچه شش ساله پشت شان بود. یک پسر بچه با شلوار کردی و یک زیرپوش آبی رنگ کهنه و چفیه ای به دور گردن.
آقا پرسیدند : شما هم برادر این هایی؟
پسر سر را به آسمان پرتاب کرد و نزدیک آقا شد. شروع کرد در گوش آقا صحبت کردن. آقا به دقت گوش می داد. اخم ها را توی هم کشیدند و سر بلند کردند. پرسیدند: آقای نجات کجا هستند؟
همه تعجب کرده بودند. مگر این پسرک چه در گوش رهبر گفته بود که آقا رئیس کل سپاه ولی امر را صدا کرده؟! آقای نجات آمد. آقا گفتند: ببینید این آقا پسر چه می گویند، پی گیری کنید و به من خبر دهید.

ادامه مطلب


طبقه بندی: از هر دری، 
برچسب ها: نجات، رهبر، قمی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 11 آبان 1389 توسط احسان قلندری

ادامه مطلب


طبقه بندی: نكته ها،  ولایت فقیه، 
برچسب ها: طلبه خارجی، رهبر، عكس،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 4 آبان 1389 توسط احسان قلندری