دوران به قدرت رسیدن طیفی از
تجدیدنظرطلبان در دوره موسوم به «توسعه سیاسی» را باید جزو تلخ ترین و سخت
ترین دوران حیات انقلاب اسلامی به شمار آورد. دورانی كه شاهد بروز و ظهور
فتنه هایی چون قتل های زنجیره ای، شبه كودتای 18 تیر، یكه تازی مطبوعات
زنجیره ای و فضای به شدت ملتهب سیاسی كشور بودیم. قصه تلخ قتل های زنجیره
ای با هدف فرمان آتش به سوی نظام طراحی شده بود و تبلیغات گسترده ای كه هیچ
تناسبی با وزن واقعی آن نداشت و انسان را به یاد ماشین تبلیغاتی گوبلز و
هیاهوی دروغین و غلوآمیز تاریخ معاصر چون سوزاندن یهودیان در كوره های آدم
سوزی و قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی می انداخت. واقعه ای كه به جای
ریشه یابی، توسط برخی گروههای فرصت طلب و وابسته، به ریشه سازی كشیده شده
بود و محوری ترین شخصیت ها و بنیادی ترین نهادهای نظام را با آتشباری فریب و
خدعه و نیرنگ به مسلخ كشانده بودند. توطئه ای كه با هدف دامن زدن به
تنازعات داخلی و فراگیر نمودن آتش جنگ داخلی، اركان نظام اسلامی را نشانه
رفته بود كه این تهدید بنیان افكن، با سرپنجه تدابیر رهبری، به فرصتی برای
پالایش نظام از نیروهای نفوذی و موجب شكل گیری صف بندی جدیدی به نام
نیروهای خودی و غیرخودی درجریان های سیاسی كشور گردید.